روستایمان اردیب همانند سایرنواحی منطقه کویر دارای  مردمی متدین ودین مدار بوده ونسبت به برپایی واقامه عزای اهل بیت بالاخص سالار شهیدان احترام وارادت خاصی قائلند بطوریکه تمام اهالی روستا یکپارچه به تکاپوجهت برگزاری مراسم سوگواری برپامی خیزند وازکوچک تا بزرگ به نوبه خود تلاش میکنند.ازچندروزبه آغاز محرم شوروحال عاشورایی وعجیبی در روستابرپاست وباسیاه پوش کردن شبستان حسینیه ومسجدصاحب الزمان ومعابرعمومی ونصب پرچم مشکی برسردرخانه هابه پیشوازماه پیروزی خون بر شمشیر می روند.

 

 شب اول محرم اهالی به شبستان حسینیه می روند وباخواندن زیارت عاشورارا، اشعار محتشم ،مرثیه ونوحه به عزاداری اباعبدا...الحسین می پردازندهرشب نوحه های مختص همان شب را ذکر میکننددرزمان قدیم ازشب اول چراغی رابرروی برجک موجود در حسینیه بنام کلک قرارمیدادندبرای روشنایی آن زمین موقوفه ای وجودداردکه بمدت ده شب این چراغ راروشن می دارند.شب پنجم علمهارابه پا می دارند(1)بانوحه سرایی وسینه زنی واسپنددودکردن علمهارا باحترام ازمحلی بنام سر شیر بسوی شبستان حسینیه می آورندتاشب تاسوعای حسینی درشبستان حسینیه می ماند.روزتاسوعابرحسب روال باپذیرایی ویا رفتن ،ازهیات ایراج وگرمه که بصورت چرخشی صورت می پذیردبه عزاداری درکنار هم وبصورت متحد می پردازند که از اقدامات شایسته چندساله اخیر می باشدکه همیاری دوروستای اردیب وایراج چشمگیرتراست.

 

بعدالظهرروزتاسوعا مراسم پرسه زنی (2)انجام می شود ومادحین بصورت دسته جمعی صدبندمحتشم رامی خوانند وبه درب خانه تمامی اهالی روستا می روند ودر خانه افراد تازه درگذشته که سال اول فوت آنها میباشد به سینه زنی می پردازند .صاحب بیت هر چه نذردارد به متصدی مربوطه می دهد   درقدیم به علمدارهای امام حسین (ع)پنبه ومداحین صدبند رانان وخرمامیدادند.که درحال حاضر پول پرداخت شده هزینه حسینیه قدیمی می شود .افراد لباس وپارچه نذر علم می کردندوحسب تبرک آب برسرپنجه علمها ریخته ومی آشامند.اهالی روستا درقدیم شب تاسوعا حلیم نذری که از عواید زمینهای حجرگ بود تاصبح می پختندودرکل روستا پخش می کردندوحتی ازسایر روستاهای مجاورنیز برای کمک به اردیب می آمدند.

 

شب عاشوراتاسپیده صبح نوحه سرایی وشب زنده داری واقامه عزامی کردندودرطلیعه صبح نوحه :ای صبح روسیه رامی خواندند:

 

ای صبح روسیه به چه رومی شوی سپید                     

 

فرداحسین تشنه لب می شود شهید (3)

 

صبح عاشورا جهت اقامه عزابه امامزاده آبگرم رفته وباعرض تسلیت در جوار بارگاه شاهزاده ابراهیم ازنوادگان منسوب حضرت امام رضا(ع)به نوحه سرایی و عزاداری می پردازندوپس از مراجعت به روستاپس از پذبرایی در بعدالظهرعزاداران اباعبدا...الحسین (ع)علمهارابرداشته وبا خواندن دسته جمعی نوحه :

 

چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز    

 

سر حسین مظلوم زتن جداست امروز

 

که در هر صد قدم با چاووشی همراه می باشدتامردم را به سوی مزار دعوت نماید بسوی محلی بنام گودی قتلگاه دربالای مزار که از زمان قدیم مرسوم بوده است حرکت می کنند پس از خواندن نوحه :

 

حسین حسین حسین حسین     شهیدکربلا حسین    

 

میان کشته ها حسین      سرش زتن جدا حسین (4)

 

علم هارابرسرخاک تازه درگذشته ها می برند وبانوحه خوانی به عزاداری می پردازند.از ویژگی مراسم بی ریا یی وسادگی مجالس می باشد وهر فرد دارای نوحه مختص خود می باشد واکثر مردان نوحه سرایی می کنند حتی اگرشده یک نوحه .پس از مراسم علمهارالخت کرده وبه مسجد جامع قدیمی اردیب (5)می برند وسپس مردوزن به سوی حسینیه رفته وپس از خواندن روضه برای سال گذشته ها مراسم رامام کرده وعزاداری تا پایان ماه محرم و صفردر شبستان حسینیه اردیب برقراربوده ومی باشد.

 

درپایان جهت یادی از گذشتگان وشادی روحشان نام چندتن ازپیرغلامان، ذاکران وچاووشان اباعبدا... روستای اردیب راذکر مینمایم.

 

ذاکران:کربلایی محمدآقاثابتی ،مرحومان حاج آقاوحاج حسین ثابتی ،مرحوم حاج عباس محتشم،حاج قاسم ثابتی ،کربلایی غلامرضاموبد،وکربلایی موسی محتشم ،کربلا یی محمد رفیع ،کربلایی محمد موبد،مرحوم شیر محمدشیخ ،مرحوم حاج سیف ا..ثابتی ، مرحومان موسی و حاج حسین موبد.

 


 چاووشان:مرحوم شیخ محمد شاه رضا(پاریاب)مرحوم عباس آذر،مرحوم حسین محتشم.


 

1)سه عددعلم بوده که این علمها نسل به نسل برداشته می شود 1-بنام مرحوم محمدباقرمحتشم 2-موسی محتشم 3-حاج یدا...جعفری

 

2)پرسه زنی یاهمان دوره زدن که چندتن از مادحین بصورت دسته جمعی صدبندمحتشم کاشانی را می خوانندوبهمراه علمداران به درب خانه اهالی روستامی روند. مادحین نوحه پرسه زنی: حاج فضل ا...محتشم و مسیب جعفری

 

3)این نوحه در اواخر توسط مرحوم کربلایی محمدموبد خوانده می شد.

 

4)درقدیم مرحوم حاج حسین ثابتی ودرحال حاضر علی اصغر ثابتی میخواند.

 

5)ازآثارقدیمی اردیب می باشد که بانی وواقف آن مرحوم محمدرضا بیک ظفرقندی می باشد.

برگرفته از وبلاگ اردیب نگین کویر-با اندکی تلخیص



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٩ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

عاشورا کدام روز است؟

در کتاب‌هاى لغت چنین آمده است: عاشورا با (الف مقصوره) و عاشوراء با (الف ممدوده) را روز دهم و بعضى روز نهم دانسته‏اند. زهرى گفته است جز در چند مورد، اسمى که بر وزن فاعولاء باشد شنیده نشده است. (1)

از ابن‏بزرج نقل است که: «ضاروراء» به معنى «ضرا» (سختى) و «ساروراء» به معنى «سرا» (گشایش و شادمانى) و «دالولا» به معنى «دلال‏» به کار رفته است.

صاحب مجمع‏البحرین در این ‏باره گفته است: «عاشورا یک نام اسلامى است و آن روز دهم محرم است و گاهى الف بعد از عین حذف مى‏گردد و "عشورا" تلفظ مى‏شود». (2)

و نیز گفته‏اند که عاشورا کلمه‏اى است عبرى و معرب «عاشور» که دهم تشرى یهود باشد که روزه آن روز «گپور» [کفاره] است و چون آن روز را به ماه‌هاى عربى انتقال دادند، روز دهم اولین ماه تازیان شد.

چنانچه در ماه‌هاى یهود هم در اولین ماه و روز دهم است. (3)

قتل حسین بن على بن ابى‏طالب‏ علیه‏السلام در این روز اتفاق افتاد. و او و یارانش را از راه بستن آب بر آنان، گذراندن از دم شمشیر، انداختن آتش در خیام حرم، بر نیزه کردن سرها، اسب دوانیدن بر اجساد که در هیچ امتى حتى با اشرار خلق چنین نکرده‏اند، از میان بردند و از این تاریخ، مسلمانان، عاشورا را شوم دانستند. اما بنى‏امیه در این روز لباس نو پوشیدند و زیب و زیور کردند و سرمه به چشم خود کشیدند و این روز را عید گرفتند و عطرها استعمال نمودند و مهمانی‌ها و ولیمه‏ها دادند.

 



موضوعات مرتبط:
ادامه مطلب

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٥ | ۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()
ادامه مطلب

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٥ | ۱:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()
ادامه مطلب

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٥ | ۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()
ادامه مطلب

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٥ | ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

ورود وبلاگ جدیدی از بر و بچه های روستای زیبای اردیب با نام

اردیب نگین کویر   http//navaieordib.parsiblog.com

مدیر وبلاگ افق اردیب، ضمن تبریک به وبلاگ اردیب نگین کویر ،موفقیت و سربلندی را در ادامه راه برایشان آرزومند است. 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٥ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()
 فرمایشات روشنگرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه:
در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامش‌شان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه.

گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس ، متن کامل بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب که روز گذشته در آستانه ماه محرم در دیدار هزاران نفر از طلاب، روحانیون، فضلاء ، اساتید حوزه های علمیه و جمعی از ائمه جماعات مساجد تهران ایراد شد ، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به شرح زیر است:

بقیه در ادامه مطلب



موضوعات مرتبط:
ادامه مطلب

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢۳ | ٢:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

اردیب:
نام این روستا مخفف " اردیبهشت " است و ایرانیان در این ماه نیکوترین روز را برای رفتن به آتشکده ها جهت نیایش انتخاب می کردند و " اردی " تمثیلی از درستی و پاکی آتش مقدس بوده است.
" امیر اسماعیل خان عرب عامری " یکی از حکام جندق و بیابانک ، دیوانخانه اردیب را مقر فرمانروایی خود قرار داده بود.

 روستای زیبا و تاریخی اردیب از روستاهای جنوبی و سرسبز منطقه خورو بیابانک است.فاصله این روستا تا اصفهان 370 کیلومتر ، تا نایین 230 کیلومتر و تا خوروبیابانک 47کیلومتر است.این روستا دارای آثار تاریخی و باستانی زیادی است و یکی از خوش آب و هواترین روستاهای منطقه است. دارای جاذب های توریستی فراوان از قبیل خانه نو، دیوان خانه، آب انبار قدیمی ، دشتی سرسبز و ... می باشد.

گرمه:
این روستا در 30 کیلومتری جنوب خور قرار دارد و ناصر خسرو در سفرنامه خود نامی از آن برده است.
مردمان گرمه دارای زبان قدیمی هستند و خور را " هسب " می گویند.
قلعه، قبرستان کشته ها، امامزادگان و استودان گبرها از جمله آثار تاریخی روستای گرمه محسوب می شوند.

ایراج:
از " ایراج " در متون قرون سوم و چهارم هجری با نام " ارا " و " ارابه " یاد شده است و مردمان خوری به آن " ایرا " می گویند.
ایراج دارای قلعه ای قدیمی است که بر روی ارتفاعی در روستا واقع شده و در سال 1327 هجری قمری در درگیری بین قوای دولتی با " رمضان خان باصری " بخشی از آن آسیب دید.
رمضان خان در سال 1336 هجری قمری از فارس وارد خور و بیابانک شده بود.
از دیگر آثار تاریخی ایراج می توان به " سرو کهن " اشاره کرد که دارای ارتفاعی بیش از 50 متر و عمری حدود یک هزار سال است.
" بقعه خضرنبی " نیز یکی دیگر از آثار تاریخی این منطقه است.

بیاذه:
این روستا در جنوبی ترین کرانه کویر نمک با فاصله 55 کیلومتری از خور آرمیده است.
در متون جغرافیایی قرن چهارم و پنجم هجری قمری از " بیاذه " با نام های " بیاذق "، " بیادق " و " بیدق " یاد کرده اند.
" ناصر خسرو قبادیانی " در سال 444 هجری قمری در سفر خود هنگام بازدید از روستاهای جنوبی کویر نمک به " گرمه " می رسد و از آنجا به بیاذه رهسپار می شود.

مهرجان:
مهرجان از دیگر روستاهایی است که در فاصله 33 کیلومتری جنوب شرقی خور و بیابانک واقع شده است و در زبان و گویش خوری از آن به نام " مهرگون " یاد می شود.
مهرگان ،‌ بزرگترین جشن ایران باستان پس از ایام نوروز بوده است.
" یاقوت حموی " در کتاب " معجم البلدان " از مهرجان به عنوان دهی بزرگ و خراب بین راه اصفهان و طبس یاد کرده است.
در مهرجان سنگ نوشته های تاریخی مربوط به قرن هشتم و نهم هجری قمری وجود دارد.
یکی از زیارتگاه های اهالی مهرجان ، " گنبد شمس الدین " عارف و صوفی بیابانکی متعلق به قرن هشتم هجری قمری است که بر مزارش ضریحی از جنس چوب قدیمی به چشم می خورد.

فرخی:
روستای فرخی در فاصله 17 کیلومتری غرب خور واقع شده است و مردمان آنجا بیشتر همانند مردمان خور سخن می گویند.
خوری ها در گویش خود به فرخی " فروی " و به اهالی آنجا " فرویگی " می گویند.
مسجد جامع این روستا از جمله آثاری است که به دستور " حاج سید میرزا جندقی " مجتهد و قاضی نامور جندق و بیابانک در سال 1256 هجری قمری بنا شده است.
این روستا در میان دیگر مناطق خور وبیابانک در گذشته به دارالامان شهرت داشته باشد که حریم آن شعاع سه کیلومتری بوده و کسانی که از حاکمان جور در امان نبودند خود را به فرخی و به نزد قاضی که شخصی دارای احترام بود می رساندند و او نیز آنان را پناه می داد. (توضیح: فرخی در حال حاضر تبدیل به شهر شده است)

 

 - با تشکر از آقای سید علی موسوی-مدیر وبلاگ خور نگین کویر 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢٢ | ۸:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

«غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقة «جحفه» است. که در آن روزگار چشمه‌ای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمین‌های مختلف عربستان پس از انجام مناسک حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی کرده است به سال دهم هجری و تصمیم  پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینکه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمی‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسیله قاصدانی از این امر مطلع شدند.
در پی این فراخوان پیامبر اسلام(ص) با اجتماع عظیمی از مردم، مدینه را به قصد مکه ترک فرمودند. اجتماع باشکوهی از مسلمانان آن سال در مراسم حج شرکت کردند؛ که آن سال حجه الوداع پیامبر(ص) بود. پس از پایان مراسم حج پیامبر(ص) دستور دادند که حجاج باید حرکت کنند تا در غدیر خم حاضر باشند. همچنین پیامبر به 12 هزار نفر از حجاج یمن – که مسیرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدیر خم بیایند. در مسیر بازگشت حجاج، جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «هان! ای پیامبر! آنچه را که از سوی پروردگارت به تو نازل شده است تبلیغ کن و اگر چنان نکنی پیام رسالت را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید.» ( سوره مائده، آیه 67 )
در پی ابلاغ این دستور پیامبر دستور توقف کاروان حجاج را در منطقه غدیر خم دادند و امر فرمودند کسانی که جلوتر هستند بازگردند و کسانی که عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدیر خم برسند. اجتماعی که تعداد آن را بین نود تا صد و بیست هزار نفر ذکر کرده‌اند. پیامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالای منبری از جهاز شتران در حالی که حضرت علی (ع) در کنار ایشان قرار داشت خطبه ای ایراد فرمودند. پیامبر(ص) در این خطبه با ستایش و حمد خدا شروع و حدیث ثقلین را بیان فرمودند سپس در حالی که دست حضرت علی (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ایشان را درکنار رسول خدا مشاهده نمایند، از مردم پرسیدند: «ای مردم آیا من از خود شما بر شما اولی و مقدم‌ نیستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله ای رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم می باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست.» سه بار این جمله را بیان کردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «ای مردم حاضرین به غایبین این پیام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود که بار دیگر جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم.» ( سوره مائده، آیه 3 )
سپس پیامبر دستور داد که مردم با حضرت علی (ع) بیعت کنند. مردم دسته دسته به خیمه پیامبر(ص) که حضرت علی (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علی(ع) بیعت کردند و به ایشان تبریک می‌گفتند. ابوبکر، عمر، طلحه و زبیر جزو اولین بیعت کنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علی (ع) گفت: «بر تو گوارا باد ای پسر ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.» مراسم بیعت با حضرت علی (ع) سه روز به طول انجامید. حسان بن ثابت انصاری در آن روز دربارة این انتخاب و امامت و جانشینی حضرت علی (ع) ابیاتی را سرود.
حدیث غدیر توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبکر، عمر، عثمان، عمار یاسر، ام سلمه، ابوهریره، سلمان، زبیر، زیدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاری و 83 تن از تابعین مثل سعید بن جبیر و عمربن عبدالعزیز نقل شده است. پس از تابعین نیز 360 تن از محدثان، حدیث غدیررا در آثار خویش نقل نموده اند که سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علمای شیعه همگی غدیر را حدیثی متواتر دانسته اند. مورخی مثل یعقوبی که اولین کتاب تاریخ عمومی را در جهان اسلام نوشته نیز واقعه غدیر را ذکر کرده است. همچنین مورخانی مثل محمد بن جریر طبری، ابن اثیر، سیوطی، شهرستانی، ابونعیم اصفهانی این واقعه را بیان کرده اند و حتی برخی از آنان کتاب های مستقل در باب غدیر تألیف کرده‌اند مثل «الولایه فی طرق حدیث الغدیر»  اثر محمد بن جریر طبری.
عید غدیر خم بزرگترین عید در نزد ائمه (ع) و شیعیان آنان بوده است و در طول تاریخ همواره آن را گرامی داشته‌اند.
«در کتاب ثوب الاعمال شیخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده که گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آیا برای مؤمنان عید دیگری جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آری. روزی و عیدی که از همه بزرگتر است و آن روزی است که امیر المؤمنین علی (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پیمان ولایت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدیر خم نهاد، پرسیدم کدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغییر می کند، آن روز، روز هجدهم ذی الحجه است....»

 منابع:
1- قرآن
2- دایره المعارف تشیع، جلد ششم، تهران: نشر شهید محبی، 1376.
3- دشتی، محمد، جایگاه غدیر، قم: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین (ع)، 1380. 
4- دوانی،علی، غدیر خم: حدیث ولایت، تهران: نشر مطهر، 1383.
5- رضوانی، علی اصغر، غدیر شناسی و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمکران )، 1384.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/۱۱ | ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

 



عید غدیر، عید الله اکبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامى‏است. هیچ روزى در طول سال، فرخنده ‏تر و مبارک‏ تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل‏ بیت نیست. امام صادق سلام الله ‏علیه مى‏فرماید:

«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه کالقمر بین الکواکب...»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ‏ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد که عید غدیر را تشبیه به ماه کرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود که خداوند اعلام کرد: امروز دین را بر شما تکمیل کردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اکملت‏ لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ نعمت ‏بزرگ اسلام که از هر نعمتى ارزنده ‏تر و گرانبهاتر است، کامل نمى‏شود و محقق نمى‏گردد جز با ولایت على‏علیه السلام « و ما نودى بشى‏ء مثل ما نودى بالولایه‏».

امام صادق علیه السلام اعمال این روز مهم را در چهار مورد خلاصه مى‏کند:

1- صیام: در برخى روایات وارد شده که روزه این روز برابر است‏ با صد بار حج ‏و صد بار عمره. و در روایت دیگرى، کفاره شصت ‏سال گناه است. پس حتما برادران و خواهران به این فضیلت‏ بسیار مهم توجه کنند و حتما آن را روزه بدارند.

2- قیام: اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات و دعا و استغفار، اطلاق مى‏شود ولى ممکن است قیام کنایه از استقامت و پایدارى در راه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و مسلمین و مبارزه با طاغوت‏ها و ستم‏ پیشگان‏ باشد.

بهر حال خود قیام علیه باطل و جهاد در راه خدا، نیز یک عبادت بزرگ است ‏بلکه ‏از اهم فرائض و واجبات است.

3- اطعام الطعام: مهمانى کردن و اطعام نمودن برادران با ایمان از ویژگى‏هاى‏ تمام اعیاد به ویژه این عید بزرگ است که بر آن تاکید شده است. و قطعا خرسند نمودن مؤمنین، از برترین عباداتى است که رضایت پروردگار را به دنبال دارد.

4- صلة الاخوان: احسان و نیکى به برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان‏ پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیکو است ولى در این روز، تاکید بر آن شده‏ است. در روایت دارد که هر وقت ‏با برادر مومنى دیدار کردید، براى تهنیت‏ به او بگویید:

«الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم السلام ‏»؛ سپاس و حمد خداى را که ما را جزء تمسک ‏جویان به ولایت امیرمومنان و دیگر امامان که درود خداى رحمان بر آنان باد، قرار داد.
ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)

هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)

روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/۱۱ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

در یکی از باغ های روستای اردیب، لفظ جلاله  الله بر روی  تنه نخل خرما حک شده است که تصاویر آن را در زیر مشاهده می کنید.

گفتنی است که در سرمای شدید سال ١٣٨۶ تنها نخلی که در این باغ از گزند سرما مصون ماند  و امسال نیز خرما داده است همین نخل می باشد.

در خصوص چگونگی کشف این معجزه الهی نیز پسر صاحب باغ می گوید: چند شب پیش که برای آببیاری به باغ رفته بودم, به دلیل سرمای هوا, آتشی در باغ روشن کردم که در روشنایی آتش  و در حین کنجکاوی به این راز مهم پی  بردم.

این هم تصاویر 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٩ | ٩:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

١- بارش باران  از ساعت ٨ شب یک شنبه در روستا آغاز شد وتا حدود ساعت ٨ صبح ادامه داشت .  همچنین شدت بارش باران نیز خوب بوده است.

٢- نماز مغرب و عشا هر شب در روستا به امام جماعت حاج آقا راجی در مسجد صاحب الزمان برگزار می شود.

٣- آجر شرکت میثاق اردیب به تمامی روستاها و نیز به مرکز شهرستان خور و بیابانک رسیده و به دلیل کیفیت بالای آجر , خریداران زیادی از دستگاههای دولتی و خصوصی شهرستان متقاضی آن هستند.

۴- بناهای اردیبی به دلیل کیفیت بالای کارشان, از تمامی قسمت های مختلف شهرستان , از مرکز شهر خور تا روستاهای عروسان و گرمه و ایراج و هفتومان و ... پیشنهاد کار دارند و به گفته تمامی آن ها فعلا تا شب عید رزرو هستند و قول کار به مشتری دیگری نمی دهند. همچنین کارگر هم در اردیب پیدا نمی شود.

۵- انتقال آب روستای ایراج به هفتومان نیز علیرغم اعتراضات همچنان با سرعت ادامه دارد.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٩ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

  


موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٤ | ٧:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()
ای فروزان گهر پاک بقیع
گل پرپر شده در خاک بقیع

با سلامت کنم آغاز کلام
ای تو را ختم رسل گفته سلا م

پنجمین حجت و هفتم معصوم
بابی انت که گشتی مسموم

ای فدای حق و قربانی دین
کرده یک عمر نگهبانی دین

تنت از درد و الم کاسته شد
تا که دین قامتش آراسته شد

از عدو ظلم و شرارت دیده
چون پدر رنج اسارت دیده

خار در پای و رسن در بازو
رفته‌ای با اسرا در هر سو

کرده خون خاطرت ای شمع ولا
محنت واقعه‌ی کرب و بلا

کربلا دیده‌ای و کوفه و شام
ای شهید از اثر ظلم هشام

آتش و غم پر و بالت را سوت
زهر کین شعله به جانت افروخت

اثر زهر به زین آلوده
کرد اعضای تو را فرسوده

خود تو مظلومی و قبر تو خراب
دیده‌ی دهر از این غصّه پر آب

شیعه را دل ز عزایت شده داغ
که بود قبر تو بی‌شمع و چراغ

ظلم این است که دور از ادراک
کرده یکسان حرمت را با خاک

نزد آن طایفه‌ی زشت مرام
بوسه بر قبر شما هست حرام

با چنین ظلم و ستم از اعدا
بهتر این است که قبر زهرا

مخفی از دیده‌ی دشمن گردید
تا ز هر حادثه ایمن گردید



مؤید

___________________

ای که ذکر جان ثنای تو یا باقر العلوم
وی حرف دل دعای تو یا باقر العلوم

ای مصطفی سلام فرستاده سوی تو
از جانب خدای تو یا باقرالعلوم

دشنام داد دشمن و گردید عاقبت
شرمنده‌ از عطای تو یا باقر العلوم

هر دم هزار قافله دل کند صفا
در صحن با صفای تو یا باقر العلوم

جرم من و شفاعت تو ای شفیع خلق
درد من و دوای تو یا باقر العلوم

علم و کمال و حکمت و توحید جان گرفت
از نطق جان فزای تو یا باقرالعلوم

فردا به خلد ناز فروشم اگر شوم
محشور با ولای تو یا باقر العلوم

یک لحظه و اکند گره از کار عالمی
دست گره گشای تو یا باقر العلوم

دردا که صبح و شام و هشام از ره ستم
کشوید بر جفای تو یا باقر العلوم

با این همه عنایت و لطف و عطای تو
زهر ستم سزای تو یا باقر العلوم

در گوشه‌ی بقیع مزار غریب تو
تاریخ رنجهای تو یا باقر العلوم

بالله قسم رواست که چشم تمام خلق
خون گرید از برای تو یا باقر العلوم

مظلوم زیست کردی و مسموم کین شدی
این بود ماجرای تو یا باقر العلوم

دردا که شد نهان به دل خاک در بقیع
روی خدا نمای تو یا باقرالعلوم

شهر مدینه شهر نبی لاله‌زار وحی
گردیده کربلای تو یا باقرالعلوم

هر جا سفر کنم دل من در بقیع تو است
دارم به سر هوای تو یا باقر العلوم

سازگار


------------------------------------------------


تا جا به صدر زین پسر بو تراب کرد
آهی کشید از دل و جا بر تراب کرد

آغشته زین به زهر بد از کینه‌ی هشام
زهری که از ستم جگر سنگ آب کرد

بر صدر زین نشست چون آن مهر دل فروز
سر را نهان به جیب افق آفتاب کرد

آتش گرفت و سوخت دل باغبان باغ
تا یورش خزان گل او را گلاب کرد

بر تار و پود او چون اثر کرد زهر کین
او را بسان طره پر پیچ و تاب کرد

مانند شخص مار گزیده به گرد خویش
پیچید و ناله‌اش دل زهرا کباب کرد

شیرازه کتاب ولایت ز هم گسست
در سوگ علم تا که اجل فتح بابا کرد

‍ژولیده شو خموش که این شعر جانگداز
در باغ خلد خون دل ختمی مآب کرد

ژولیده نیشایوری


موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٤ | ٧:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

«أنا مدینة العلم و علیٌ بابها فَمن أَراد الحکمة فلیأتها من بابها»[1]

سال‌ها از بیان دلنشین و زیبای حضرت ختمی مرتبت (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گذشت ولی نه اشخاص توفیق استفاده از این علوم را داشته و نه شرایط زمان و مکان و حکومت‌ها اجازۀ بهره‌برداری از این اقیانونس عظیم و عمیق را داد.
وجود و ظهور یازده امام بعد از وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) لطفی بزرگ برای امتی که قدرشناس وجود نازنین، آن اولیاء الهی نبودند.
بهترین موقعیت و شرایط یک نهضت و قیام بزرگ علمی در زمان امام باقر (علیه‌السّلام) به وقوع پیوست. در آن شرایطی شیعه مثل سال‌های پیش از آن حضرت در تنگنا نبود. و این موقعیّت باعث شد تا آن امام به نشر و اشاعۀ حقایق و معارف الهی پرداختند و مشکلات علی را تشریح و جنبش علمی دامنه‌داری را به وجود آورد و مقدمات تأسیس یک دانشگاه بزرگ اسلامی را که در دوران امامت فرزند گرامیش امام صادق (علیه‌السّلام) به اوج رسید، پی‌ ریزی شود.
امام پنجم (علیه‌السّلام) در علم، زهد، عظمت و فضیلت سر آمد همۀ بزرگان بنی‌هاشم عصر خویش بود و مقام بزرگ علمی و اخلاقی او مورد تصدیق دوست و دشمن بود. لقب آن حضرت «باقر» است که حضرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ایشان عطا فرمود و در مورد ایشان فرمودند:

«یَبقر العلم بَقْرًا»
«او می‌شکافد علم دین را شکافتنی»[2]

آن حضرت را باقر گفتند چرا که آن حضرت شکافندۀ علوم اوّلین و آخرین بود. این مقام علمی او باعث شده تا افراد زیادی برای سیراب شدن چشم‌های جوشان دانش و معارف او از نقاط دور به سوی او روانه شوند، به نحوی که روایت و راویان از او بسیار شدند.
به قدری روایات و احادیث در زمینۀ مسائل و احکام اسلامی، تفسر، تاریخ اسلام و انواع علوم، از آن حضرت به یادگار مانده است که تا آن روز از هیچ یک از فرزندان امام حسن و امام حسین (علیه‌السّلام) به جا نمانده بود.
جابر جُعفی که از موثقین راویان و أعاظم ناقلین احادیث می‌باشد می‌گوید:
«عندی خمسون ألف حدیثٍ، ما حدّثتُ منها شیئاً، کلُّها عن النبیّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) من طریقِ أهل البیت.
«نزد من پنجاه هزار حدیث موجود می‌باشد که من یکی از آن‌ها را هم بیان ننموده‌ام، همۀ آن احادیث از پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است از طریق اهل بیت (علیهم‌السّلام)».[3]

و محمد بن مسلم هم از حضرت امام باقر سی هزار حدیث روایت کرده است.[4] کتب و مؤلفات دانشمندان و مورخان اهل تسنّن مانند: طبری، بلاذری، سامرا، خطیب بغدادی، ابونعیم اصفهانی، و کتبی مانند: موطّأ مالک، سنن ابی داود، مسند ابی حنیفه، مسند مروزی، تفسیر نقاش،‌ تفسیر زمخشری و ده‌ها کتاب دیگر که از مهم‌ترین کتب جهان تسنّن است، پرواز سخنان پر مغز پیشوای پنجم است و همه جا جملۀ «قال محمد بن علی» و یا «قال محمدٍ الباقر» به چشم می‌خورد.[5]
قدرت امام در دانش و علوم مختلف به حدّی بود که زبان دانشمندان از دوست و دشمن را به اعتراف گشود. ابن حجر هیتمّی در صواعق محرقه گفته:

«محمدباقر به اندازه‌ای گنج‌های پنهان معارف و دانش‌ها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمت‌ها و لطایف دانش‌ها را بیان نموده که جز بر عناصر بی‌بصیرت یا بد سرپرست پوشیده نیست و از همین جاست که وی را شکافنده و جامع علوم و برافرازندۀ پرچم دانش خوانده‌اند»[6]

عبدالله بن عطاء که یکی از شخصیت‌های برجسته و از دانشمندان بزرگ عصر امام بود می‌گوید:

«من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازۀ محفل محمد بن علی (علیه‌السّلام) از نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم. من حکم بن عتیبه را که در علم و فقه، مشهور آفاق بود، دیدم که در خدمت محمدباقر مانند کودکی در برابر استادی ؟؟؟، زانوی ادب بر زمین زده، شیفته و مجذوب کلام و شخصیت او گردیده بود».[7]

امام محمدباقر (علیه‌السّلام) در سخنان خود، اغلب به آیات قرآن مجید استناد نمود، از کلام خدا مشاهده می‌آورد و می‌فرمود: هر مطلبی گفتم، از من بپرسید که در کجای قرآن است تا آیۀ مربوط به آن موضوع را معرفی کنم.[8]
رجال و شخصیت‌های بزرگ علمی آن روز و همچنین عده‌ای از یاران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، که هنوز در قید حیات بودند،‌ از محضر آن امام هام استفاده می‌کردند. «جابر بن یزید جعفی» و «کیسان سجستانی» (از تابعین) و فقهایی مانند: «ابن مبارک»، «زهری»، «اوزاعی»، «ابوحنیفه»، «مالک»، «شافعی» و «زیاد بن متدر نهدی» از آثار علمی او بهره‌مند شده و سخنان آن حضرت را بی‌واسطه و گاه با چند واسطه، نقل نموده‌اند.[9]
حضرت باقر (علیه‌السّلام) شاگردان برجسته‌ای در زمینه‌های مختلف تربیت کرد. شخصیت‌های بزرگی همچون: محمد بن مسلم، ابو بصیر، بُرید بن معاویۀ عجلی، زرارة بن أعین و حمران بن أعین، جابر بن یزید، هشام بن سالم، سُدیر صیرَفی، أعمش و معروف بن خرّ بود. و از تربیت یافتگان مکتب آن حضرتند. و پس از حضرت، در محضر حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السّلام) مقام والاتری را حائز بوده‌اند. حضرت صادق (علیه‌السّلام) بر ایشان نظر عطوفت و رحمت را نموه، و با احترام و ملایمت و مرافقت سلوک می‌فرمود.
شاگردان مکتب امام باقر (علیه‌السّلام) سر آمد فقها و محدثان زمان بودند و در میدان رقابت علمی بر فقها و قضات غیر شیعی برتری قابل توجّهی داشتند. آثار درخشان علمی پیشوای پنجم و شاگردان برجسته‌ای که مکتب بزرگ وی تحویل جامعۀ اسلامی داد، پیشگویی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را عینیّت بخشید.
رسول خاتم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مورد امام باقر (علیه‌السّلام) به جابر فرمودند:
«.... او درهای دانش را به روی مردم خواهد گشود»[10]

این بخشش علمی امام باقر (علیه‌السّلام) و ادامۀ آن توسط فرزندش امام صادق (علیه‌السّلام) باعث رشد و ترقّی و تعالی جامعۀ اسلامی و باعث افتخار و حقانیت شیعه گردید.

-[1] طبرسی، احمد بن علی؛ الاحتجاج، مشهد، نثر مرتضی، 1403ه.ق، ج1، ص 78

[2]- مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسۀ الوفاء، 1404ه.ق، ج 46، 222.

[3]- به نقل از: حسینی طهرانی، سید محمدحسین؛ امام شناسی، بیروت، الطبعة الاولی، دارالمحجّة البیضاء، بی‌تا، ج16و17، 195.

[4]- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، قم، انتشارات علامه، 1379ه.ق، ج4، 195.

[5]- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، 195و196.

[6]- ابن حجر هیتّمی، احمد؛ الصواعق المحرقه، الطبقه الثانیه، بیروت، دارالکتب العلمیّه، 1414ه.ق، 1993م، ص 304.

[7]- ابن کثیر، البدایة و النهایه، الطبعة، الثانیه، بیروت، مکتبة المعارف،‌ 1977م، ج9، 311.

[8]- طبرسی، احتجاج، نجف، المطیعة المرتضویه، 1350ه.ق، ص 176.

[9]- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، 195.

[10]- مجلسی، بحارالانوار، ج46، ص 225.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٤ | ٧:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()

تذکرة الحضرات (داستان آن شیخ که ...)

 

سالها پیش، یکی مرد دهاتی پسرش را پی تحصیل به یک حوزه ی علمیه فرستاد که با علم شود، عاقل و هشیار شود، مخزن اسرار شود، با همگان دوست شود، یار شود، همدل و غمخوار شود، خوب و بد زندگی و رسم ادب ورزی و اخلاص بیاموزد و فرزانگی و صدق و صفا پیشه نماید.

پس از چند صباحی پسرک، شیخ شد و  میوه ی بر شاخ شد و پخته شد و خام شد و باد شد و باده شد و جام شد و گِرد و گلندام شد و ثقة الاسلام شد و حجة الاسلام شد و  صاحب صد نام شد و پیش خودش، مرتبه اش تام شد و قبضه ای از ریش به خود نصب نمود و سرش عمامه ی پرپیچ نهاد و شنلی بر تنش انداخت و دمپایی نعلین به پا کرد و سپس عزم وطن کرد که ملای ده خویش شود، خمس و زکات از فقرا و ضعفا، جذب کند، جن و پری از دلشان دفع کند، همدم خانان شود و محرم جانان شود و بار دل مردم نادان شود و این شود و آن شود و با کلک و حیله گری، بر همگان برتری و سروری و سرتری و رهبری و مهتری و بهتری خویش مسلم بنماید.

باری، گویند که در روز نخستین که پسر وارد ده شد، در آن هلهله و ولوله و غلغله و شور و شررها که به پا بود، پدر جَست و دو تا مرغ که در خانه خود داشت به پای پسرک ذبح نمود و به زنش داد که آنرا بپزد تا که ز فرزندِ سرافراز و خوش آواز و پرآوازه، پذیرایی جانانه نماید.

پیش از آغاز غذا آن پسرک خواست که نزد پدر و مادر خود چشمه ای از قدرت علمیِ الهی و توانایی فکری که در او جمع شده بود هویدا بنماید. چنین بود که از آن پدر و مادر فرتوت بپرسید که در سفره ما چند عدد مرغ نهادید؟ بگفتند که البته دوتا مرغ. پسر جان! چه سوالی است؟ هرآنچیز عیان است چه حاجت به بیان است؟

پسر گفت  که ها! فرق نگاه کسی از اهل خردمندی و فرزانگی همچون من  و یک عده عوام همچو شماها به همین است که از منظر علمی، هرآیینه در این سفره سه تا مرغ سوخاری بنهادید ولی علم ندارید و سپس چند عدد سفسطه و مغلطه و شعبده بازی  کلامی و زبان بازی پی درپی و لفاظی پیچیده و بی پایه به هم بافت، و اینگونه نشان داد که از منظر تحقیقی و تعلیمی و علمی، در آن سفره سه تا مرغ مهیاست، و این از برکت های خردمندی و علم است.

پدر پیر کز آن سلسله الفاظ و عبارات پریشان شده بود، از سخن آخر فرزند خودش شاد شد و گردن پرموی و سِتبرِ پسرش را بنوازید و به او گفت که احسنت بر این حُسن و کرامات تو فرزند که با این سخنِ پر برکت ، مشکل تقسیم دوتا مرغ برای سه نفر یکسره حل گشت. پس این مرغ برای من و آن مرغ دگر نیز برای ننه ات. مرغ سوخاری شده ای نیز که با علم و کرامات تو اثبات بگردیده، خودت میل نما.

اینچنین بود که آن شیخ، ادب گشت و بدانست که مرغی که از آن علم و کرامات شود ساخته، جز ضعف دل و سوزش ماتحت، اثری هیچ ندارد.

برگرفته از وبلاگ نگین سبز کویر



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٢ | ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()