حدیث (1) امام على علیه السلام :

مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَ مَن نَهى عَنِ المُنکَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ و َأَمِنَ کَیدَهُ؛
هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو مى بخشد و هر کس نهى از منکر نماید بینى منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان مى ماند.

کافى(ط-الاسلامیه)، ج2، ص51

حدیث (2) امام صادق علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ یَغبِطُ و َلا یَحسُدُ و َالمُنافِقُ یَحسُدُ و َلا َیغبِطُ؛
مؤمن غبطه مى خورد و حسادت نمى ورزد، منافق حسادت مى ورزد و غبطه نمى خورد.
(غبطه آن است که آرزو کنى آنچه دیگرى دارد، داشته باشى بدون اینکه آرزوى نابودى نعمت دیگرى را داشته باشى و حسد آن است که بخواهى نعمتى را که دیگرى دارد، نداشته باشد).

 کافى(ط-الاسلامیه)، ج2، ص307، ح7

حدیث (3) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

اَلغَیرَةُ مِنَ الایمانِ وَ المِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛
غیرت از ایمان است و بى بند و بارى از نفاق.

من لا یحضر الفقیه ، ج3 ،ص 444 -  نهج الفصاحه ، ص587 ، ح 2045

حدیث (4) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

اَلمُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَةِ أَهلِهِ، اَلمُنافِقُ یَأکُلُ أَهلُهُ بِشَهوَتِهِ؛
مؤمن به میل و رغبت خانواده اش غذا مى خورد ولى منافق میل و رغبت خود را به خانواده اش تحمیل مى کند.

کافى(ط-الاسلامیه)، ج4، ص12، ح6

حدیث (5) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

اَلمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ و َالمُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛
مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.

تحف العقول، ص 496

حدیث (6) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

نِیَّةُ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عَمَلِهِ و نِیَّةُ المُنافِقِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ؛

نیّت مؤمن بهتر از عمل او و نیت منافق بدتر از عمل اوست.

مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل، ج 1، ص 91

حدیث (7) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

عَلیٌّ یَعسوبُ المُؤمِنینَ وَ المالُ یَعسوبُ المُنافِقینَ؛

على پیشواى مؤمنان و ثروت پیشواى منافقان است.

امالى (طوسى) ص 355

حدیث (8) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

اَلمُؤمِنُ یَاکُلُ فی مِعاءٍ واحِدَةٍ وَ المُنافِقُ یَاکُلُ فی سَبعَةِ أمعاءٍ؛

مؤمن کم خوراک است و منافق پرخور.

وسائل الشیعه ج 24، ص 241

حدیث (9) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

إِنَّ المُؤمِنَ هِمَّتُهُ فِی الصَّلاةِ وَالصِّیامِ وَالعِبادَةِ وَالمُنافِقُ هِمَّتُهُ فِی الطَّعامِ وَالشَّرابِ کَالبَهیمَةِ؛

همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشیدن؛ مانند حیوانات.

تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (معروف به مجموعه ورام) ،ج1، ص 99

حدیث (10) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

مَثَلُ المُؤمِنِ کَمَثَلِ خامَةِ الزَّرعِ تُکفِئُهَا الرِّیاحُ کَذا و کَذا وکَذلِکَ المُؤمِنُ تُکفِئُهُ الوجاعُ وَالمراضُ و مَثَلُ المُنافِقِ کَمَثَلِ الرزَبَّةِ المُستَقیمَةِ الَّتی لایُصِیبُها شَیءٌ حَتّى یَتیهِ المَوتُ فَیَقصِفَهُ قَصفا؛

مَثَل مؤمن مانند ساقه کاشته است که بادها آن را به این سو و آن سو خم مى کند هم چنین مؤمن را دردها و بیماریها خم مى کند و مثل منافق مانند عصاى آهنى است که چیزى به او نمى رسد تا اینکه مرگ او فرا رسد و او را سخت مى شکند.

الکافى(ط-الاسلامیه)، ج2، ص 258

حدیث (11) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

إنَّ لِسانَ المُؤمِنَ وَراءَ قَلبِهِ فَإِذا أَرادَ أَن یَتَکَلَّمَ بِشَیءٍ یُدَبِّرُهُ قَلبُهُ ثُمَّ أمضاهُ بِلِسانِهِ وَ إنَّ لِسانَ المُنافِقِ أمامَ قَلبِهِ فَإِذا هَمَّ بِشَیءٍ أمضاهُ بِلِسانِهِ وَلَم یَتَدَبَّرهُ بِقَلبِهِ؛

زبان مؤمن در پس دل اوست، هرگاه بخواهد سخن بگوید درباره آن مى اندیشد و سپس آن را مى گوید اما زبان منافق جلوى دل اوست هرگاه قصد سخن کند آن را به زبان مى آورد و درباره آن نمى اندیشد.

تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (معروف به مجموعه ورام)، ج1، ص 106

حدیث (12) امام على علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ إذَا استَغنى شَکَرَ... وَ المُنافِقُ إِذَا استَغنى طَغى؛

مؤمن هنگام بى نیازى شکر مى گزارد و منافق هرگاه بى نیاز شود طغیان مى کند.

تحف العقول، ص212

حدیث (13) امام على علیه السلام :

إنَّ المُؤمِنَ إذا تَکَلَّمَ ذَکَّرَ... والمُنافِقُ إذا تَکَلَّمَ لَغا؛

مؤمن هرگاه سخن گوید یاد (خدا) مى کند و منافق هرگاه سخن گوید بیهوده گویى مى کند.

تحف العقول، ص212

حدیث (14) امام على علیه السلام :

إنَّ المُؤمِنَ مَن یُرى یَقینُهُ فی عَمَلِهِ، وَ المُنافِقُ مَن یُرى شَکُّهُ فی عَمَلِهِ؛

در عمل مؤمن یقین دیده مى شود و در عمل منافق شک.

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم ج2 ، ص 544 ، ح3551

حدیث (15) امام على علیه السلام :

شُکرُ المُنافِقِ لا یَتَجاوَزُ لِسانَهُ؛

سپاسگزارى منافق از زبانش فراتر نمى رود.

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم ج4 ، ص 159 ، ح3551

حدیث (16) امام على علیه السلام :

عَلى لِسانِ المُؤمِنِ نُورٌ یَسطَعُ وَعلى لِسانِ المُنافِقِ شَیطانٌ یَنطِقُ؛

بر زبان مؤمن نورى (الهى) است و درخشان و برزبان منافق شیطانى است که سخن مى گوید.

شرح نهج البلاغه، ابن أبى الحدید، ج20، ص280، ح 218

حدیث (17) امام على علیه السلام :

إنَّ کَثرَةَ المالِ عَدُوٌّ لِلمُؤمِنینَ و یَعسُوبُ المُنافِقینَ؛

ثروت فراوان، دشمن مؤمنان و پیشواى منافقان است.

التمحیص، ص48

حدیث (18) امام على علیه السلام :

اَلمُنافِقُ مَکُورٌ مُضِرٌّ مُرتابٌ؛

منافق، نیرنگباز، زیانبار و شکّاک است.

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ، ج 1 ، ص340 ، ح 1289

حدیث (19) امام على علیه السلام :

المُنافِقُ وَقِحٌ غَبىٌّ مُتَمَلِّقٌ شَقىٌّ؛

منافق، بى شرم، کودن، چاپلوس و بدبخت است.

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ، ج 2 ، ص65 ، ح 1853

حدیث (20) امام على علیه السلام :

وَرَعُ المُنافِقِ لایَظهَرُ إلاّ عَلى لِسانِهِ؛

پرهیزکارى منافق جز در زبانش ظاهر نمى شود.

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ، ج 6 ، ص241 ، ح 10130

حدیث (21) امام على علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ إِذا نَظَرَ اعتَبَرَ... وَالمُنافِقُ إِذا نَظَرَ لَها؛

نگاه مؤمن عبرت آمیز و نگاه منافق سرگرمى است.

تحف العقول، ص212

حدیث (22) امام على علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ... إذا سَکَتَ فَکَّرَ... وَالمُنافِقُ إِذا سَکَتَ سَها؛

سکوت مؤمن تفکر و سکوت منافق غفلت است.

تحف العقول، ص212

حدیث (23) امام على علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ... إذا أَصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ... وَالمُنافِقُ إِذا أصابَتهُ شِدَّةٌ ضَغا؛

مؤمن در گرفتارى صبور است، و منافق در گرفتارى بى تاب.

تحف العقول، ص212

حدیث (24) امام على علیه السلام :

عِلمُ المُنافِقِ فی لِسانِهِ وَعِلمُ المُؤمِنِ فی عَمَلِهِ؛

دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در کردار اوست.

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، ج 4 ، ص 350، ح 6288 و ح 6289

حدیث (25) امام على علیه السلام :

 إِنَّ المُنافِقَ إذا مَرِضَ ثُمَّ اُعفِی کانَ کَالبَعیرِ، عَقَلَهُ أهلُهُ ثُمَّ أَرسَلُوهُ فَلَم یَدرِ لِمَ عَقَلُوهُ و لِمَ أَرسَلُوهُ؛

منافق هرگاه مریض شود سپس سلامت یابد، مانند شترى است که صاحبش او را بسته است و سپس رهایش کرده اند او نمى داند براى چه او را بسته اند و براى چه رهایش کرده اند.

النهایهفی غریب الحدیث و الاثر ، ج3 ، ص 266

حدیث (26) امام على علیه السلام :

لَو ضَرَبتُ خَیشُومَ المُؤمِنِ بِسَیفی هذا عَلى أن یُبغِضَنی ما أبغَضَنی ولَو صَبَبتُ الدُّنیا بِجَمّاتِها عَلَى المُنافِقِ عَلى أن یُحِبَّنی ما أَحَبَّنی؛

اگر با این شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد با من دشمنى نمى کند و اگر همه دنیا را به منافق بدهم تا مرا دوست بدارد هیچگاه دوستم نخواهد داشت.

نهج البلاغه(صبحی صالح)، ص 477 ، حکمت 45

حدیث (27) امام على علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ فَهُوَ قَرِیبُ الرِّضى بَعیدُ السَّخَطِ... و َالمُنافِقُ فَهُوَ قَریبُ السَّخَطِ بَعیدُ الرِّضى؛

مؤمن زود خشنود و دیر ناراحت مى شود و منافق زود ناراحت و دیر خشنود مى گردد.

تحف العقول، ص212

حدیث (28) امام على علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ یُرضِیهِ عَلَى اللّه  الیَسیرُ و لا یُسخِطُهُ الکَثیرُ... وَ المُنافِقُ یُسخِطُهُ عَلَى اللّه  الیَسیرُ و لا یُرضِیهِ الکَثیرُ؛

مؤمن از اندک خدا خشنود مى شود و بسیارش او را ناراحت نمى کند و منافق از اندک خدا ناخشنود مى شود و بسیارش هم او را خشنود نمى سازد.

تحف العقول، ص212

حدیث (29) امام حسین علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ لا یُسیى ءُ و لا یَعتَذِرُ، وَ المُنافِقُ کُلَّ یَومٍ یُسیى ءُ و َیَعتَذِرُ؛

مؤمن نه بدى مى کند و نه معذرت مى خواهد و منافق هر روز بدى مى کند و معذرت مى خواهد.

تحف العقول، ص 248

حدیث (30) امام صادق علیه السلام :

إِنَّ المُنافِقَ لا یَرغَبُ فِیما قَد سَعِدَ بِهِ المُؤمِنونَ وَ السَّعیدُ یَتَّعِظُ بِمَوعِظَةِ التَّقوى وَ إن کانَ یُرادُ بِالمَوعِظَةِ غَیرُهُ؛

منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت مى شوند، میلى ندارد، ولى خوشبخت سفارش به تقوا را مى پذیرد هر چَند مخاطب موعظه، کس دیگرى باشد.

الکافى(ط-الاسلامیه)، ج8 ، ص151، ح132

حدیث (31) امام صادق علیه السلام :

إنَّ الحِکمَةَ لَتَکُونُ فی قَلبِ المُنافِقِ فَتُجَلجِلُ فی صَدرِهِ حَتّى یُخرِجَها فَیُوعِیَهَا المُؤمِنُ وَتَکُونُ کَلِمةُ المُنافِقِ فى صَدرِ المُؤمِنِ فَتُجَلجِلُ فی صَدرِهِ حَتّى یُخرِجَها فَیَعِیَهَا المُنافِقُ؛

به راستى حکمتى که در قلب منافق جا مى گیرد، در سینه اش بى قرارى مى کند تا از آن بیرون آید و مؤمن آن را بر گیرد و سخن منافقانه (لغو و بیهوده) در سینه مؤمن بى قرارى مى کند تا از آن بیرون برود و منافق آن را برگیرد.

بحارالأنوار(ط-بیروت)، ج2، ص 94، ح28

حدیث (32) امام کاظم علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ قَلیلُ الکَلامِ کَثیرُ العَمَلِ، وَ المُنافِقُ کَثیرُ الکَلامِ قَلیلُ العَمَلِ؛

مؤمن کم حرف و پر کار است و منافق پر حرف و کم کار.

مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ، ج 9 ، ص 18 - تحف العقول، ص397

حدیث (33) امام رضا علیه السلام :

إِنَّ اللّه  یُؤَخِّرُ إِجابَةَ المُؤمِنِ شَوقا إلى دُعائِهِ وَیَقُولُ: صَوتٌ اُحِبُّ أَن أَسمَعَهُ، وَیُعَجِّلُ إجابَةَ دُعاءِ المُنافِقِ وَیَقُولُ: صَوتٌ أَکرَهُ سَماعَهُ؛

خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنیدن) دعایش به تأخیر مى اندازد و مى گوید: «صدایى است که دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى کند و مى گوید: صدایى است که از شنیدنش بدم مى آید.

مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ، ج 5 ، ص 194 - فقه الرضا علیه السلام ، ص 345

حدیث (34) امام هادى علیه السلام :

[اَلمُؤمِنُ] یُحسِنُ وَیَبکی کَما أَنَّ المُنافِقُ یُسیى ءُ وَ یَضحَکُ؛

مؤمن خوبى مى کند و مى گرید، ولى منافق بدى مى کند و مى خندد.

ارشاد القلوب الی الصواب (دیلمی )ج1 ص 135

حدیث (35) امام عسکرى علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ نَعرِفُهُ بِسیماهُ، وَ نَعرِفُ المُنافِقَ بِمیسَمِهِ؛

مؤمن را از سیمایش مى شناسیم و منافق را از نشانه هایش.

الخرائج والجرائح، ج2، ص 737، ح50

حدیث (36) امام صادق علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ لا یُخلَقُ عَلَى الکِذبِ و َلا عَلَى الخیانَةِ وَ خِصلَتانِ لا یَجتَمِعانِ فِى المُنافِقِ، سَمتٌ حَسَنٌ وَ فِقهٌ فِى السُّنَّةِ؛

مؤمن در سرشتش دروغ و خیانت نیست و دو صفت است که در منافق جمع نگردد: سیرت نیکو و دین شناسى.

تحف العقول، ص367

حدیث (37) لقمان حکیم علیه السلام :

عَلَیکَ بِقَبُولِ المَوعِظَةِ و َالعَمَلِ بِها فَإِنَّها عِندَ المُؤمِنِ أَحلى مِنَ العَسَلِ الشَّهدِ و عَلَى المُنافِقِ أَثقَلُ مِن صُعُودِ الدَّرَجَةِ عَلَى الشَّیخِ الکَبیرِ؛

موعظه را بپذیر و به آن عمل کن، زیرا موعظه نزد مؤمن از عسل ناب شیرین تر است و براى منافق از بالا رفتن از پله بر پیر مرد کهنسال دشوارتر است.

اعلام الدین فی صفات المومنین، ص93

حدیث (38) امام موسى کاظم علیه ‏السلام :

اَداءُ الاَمانَةِ وَالصِّدقُ یَجلِبانِ الرِّزقَ، وَالخیانَةُ وَالکَذِبُ یَجلِبانِ الفَقرَ وَ النِّفاقَ؛

اداى امانت و راستگویى روزى را زیاد مى‏کند و خیانت و دروغگویى باعث فقر و نفاق مى‏شود.

تحف العقول ، ص 403 - بحارالأنوار(ط-بیروت)، ج 75، ص 327

حدیث (39) رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَاعتَمَرَ وَقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛

سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره کند و بگوید من مسلمانم، کسى که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتى که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید.

نهج الفصاحه ، ص422 ،ح 1280

حدیث (40) امام على علیه‏ السلام :

اِنَّ لِسانَ المُؤمِنِ مِن وَراءِ قَلبِهِ وَ اِنَّ قَلبَ المُنافِقِ مِن وَراءِ لِسانِهِ، لاَنَّ المُؤمِنَ اِذا اَرادَ اَن یَتَکَلَّمَ بِکَلامٍ تَدَبَّرَهُ فى نَفسِهِ، فَاِن کانَ خَیرا اَبداهُ وَ اِن کانَ شَرّا واراهُ وَ اِنَّ المُنافِقَ یَتَکَلَّمُ بِما اَتى عَلى لِسانِهِ لا یَدرى ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَیهِ؛

زبان مؤمن، در پشت دل اوست و دل منافق، در پشت زبان او، زیرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگوید، ابتدا درباره آن مى‏ اندیشد، اگر خوب بود اظهارش مى‏ کند و اگر بد بود آن را پنهان مى‏ دارد. اما منافق هر چه به زبانش آید مى‏ گوید، بى آن‏که بداند چه سخنى به سود او و چه سخنى به زیان اوست.

نهج البلاغه(صبحی صالح)، خطبه 176 ، ص 253

حدیث (41) امام صادق علیه السلام :

الغِناءُ یورِثُ النِّفاقَ.
غِنا از خود نفاق بر جای می گذارد.

وسایل الشیعه ، ج17 ، ص309 - کافی (ط-دارالحدیث) ،ج12 ،ص 780 - بحار الانوار(ط-بیروت) ، ج76 ، ص 241



موضوعات مرتبط: دانستنی

تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٢٤ | ٧:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()