به هفت رنگ پاییز زیبای اردیب سلام ، سلام به مهر! ماه درس و مشق و مدرسه! سلام من به تو دانش آموز عزیز! باز هم مهر آمد مدرسه ها باز شد و ...! همکلاسیهای قدیمی یادش بخیر زنگ تفریح ، ورزش، ترس از درس ریاضی ،شیطنتهایمان،مبصرهای بداخلاق کلاس، اسمهای روی تخته سیاه وچند ضربدر، چوب معلم ،دعواهایمان،خندیدنهایمان ، بار و بندیل بستن به قصد درس خواندن و رفتن به دیار غربت!!!، خانه اجاره کردن، تخم مرغ نیمرو خوردن هر روز ظهر در دیار غربت و ....!! افسوس که زود گذشت .... و حالا ما مانده ایم و یک دنیا خاطرات تلخ و شیرین از آن دوران غریبانه و سخت اما با لذت و حلاوت!!

دوست عزیز اردیبی هر کجا هستی سلامت باشی و در هر لباسی که به مملکتت خدمت می کنی سربلند و سرافراز باشید!!لطفا برای تجدید خاطره هم که شده ما را با ذکر خاطره ای و یا عکسی میهمان کنید!

لطفا در قسمت نظرات برای دوستان دوران تحصیلتان پیام بگذارید وتجدید خاطرات کنید 

 

اولین روز دبستان بازگرد

کودکی ها، شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسیهای من یادم کنید

باز هم در کوچه فریادم کنید



موضوعات مرتبط: دانستنی

تاريخ : ۱۳٩٤/٧/۱۳ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()