کویر انتهای زمین است ، پایان سرزمین حیات

در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم

و از آنست که ماوراء الطبیعه را که همواره فلسفه از آن سخن می گوید

و مذهب بدان می خواند در کویر بچشم میتوان دید، میتوان احساس کرد .

و از آنست که همه پیامبران از اینجا برخاسته اند و بسوی شهرها و ابادیها آمده اند .

درکویر خدا حضور دارد !

در کویر بیرون از دیوار خانه ، پشت حصار ده ، دیگر هیچ نیست .

صحرای بیکرانه ی عدم است ، خوابگاه مرگ و جولانگاه هول .

آسمان کویر سراپرده ی ملکوت خداست

و ...بهشت ! بهشت سرزمینی که در آن کویر نیست ،

با نهرهای سرشار از آب زلالش ،

جوی های شیر و عسل و نان بی رنج و آزادی و رهایی مطلقش

، بی دیوار ، بی حصار ، بی شکنجه ، بی شلاق ، بی خان ، بی قزاق ... بی کویر !

شب کویر ! این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر نمیشناسند .

آنچه می شناسند شب دیگری است ، شبی است که از بامداد آغاز می شود .

شب کویر به وصف نمی آید (دکتر علی شریعتی)

منبع: نسیم خور



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/۸/۳ | ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()