نسیم خور: 
‌شهرستان خورو بیابانک با وجود داشتن شعرا و نویسندگان معروف و نامی و جمعیتی تحصیل‌کرده، از نبود کتابخانه‌ای مجهز برای طالبان علم و دانش‌آموزان و دانشجویان رنج می‌برد.این شهرستان در گذشته مهد پرورش بزرگانی چون یغمای جندقی ادیب و شاعری گرانمایه و نویسندگانی برتر چون استاد حبیب یغمایی بوده است و تاسیس کتابخانه از اقدامات بسیار شایسته بزرگمردی چون استاد حبیب یغمایی است. حبیب مقدمات ساخت کتابخانه را در سال 1348 به قصد ساختن آرامگاهی برای خود فراهم کرد. پس از چند صباحی با برافراشتن دیوار کتابخانه و مقبره معلوم شد که زمین مذکور در طرح شهرداری قرار دارد و بنا است فلکه مرکزی شهر خور در آنجا ساخته شود.استاد بدون گرفتن بهایی آن را به شهرداری بخشید و در دو کیلومتری جنوب خور بر فراز تپه‌ای موسوم به گچ سه ساختمان جداگانه‌ یکی برای کتابخانه در دو سالن وسیع، یکی برای آرامگاه و دیگری برای سکونت ساخت. در 25 مهر سال 1349 کتابخانه به همت استاد یغمایی در خوروبیابانک گشایش یافت و این کتابخانه از سوی آن مرحوم وقف شهرستان و مردم دیار خویش شد و حبیب یغمایی نام گرفت. وی کتاب‌های متعلق به خود را که حدود 5000 جلد بود
از تهران به زادگاهش آورد و وقف آنجا کرد و به دنبال او شمار زیادی از دانشمندان، علاقه‌مندان و دوستان باذوق و صاحب قلم؛ آثار اهدایی خود را به کتابخانه فرستادند.پس از تاسیس و راه‌اندازی کتابخانه، استاد بر آن شد محل را وقف آستان قدس رضوی کند اما به سبب مشکلات فراوان آستان از پذیرفن موقوفه خودداری کرد. پیش از تعیین بودجه و واگذاری کتابخانه به همت استاد و تصدی حسین آقا شیبانی اداره می‌شد اما بعد با شرایطی در اختیار وزارت فرهنگ و هنر وقت قرار گرفت و با این وجود طی چند سال همچنان هزینه نگهداری و حقوق پرسنل را او خود شخصا می‌پرداخت.
سپس برای کتابخانه اساسنامه‌ای تنظیم شد و به تصویب هیات امنا رسید و براساس ماده دوم آن، نام کتابخانه حبیب یغمایی ماند و کسی حق تغییر آن را نداشت. در این کتابخانه بسیاری از کتاب‌های خطی،‌قدیمی و تعدادی مزین به خط و امضای دانشمندان و نویسندگان و همچنین مجلات و جراید جلد شده که تقدیمی به یغمایی بود در کتابخانه وجود داشت و اکثر کتاب‌‌ها نیز از خارج به نشانی کتابخانه ارسال می‌شود.مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی کتابخانه دچار دستخوش حوادث ناگوار شد و کتاب‌های نفیس و نادر به غارت رفت و بسیاری توسط افرادی بی‌فکر حراج شد و باقیمانده کتاب‌ها به محلی که داخل مسجد‌النبی (ص) خور وجود داشت منتقل شد.انبوهی کتاب‌ها، آلودگی صوتی، فشردگی قفسه‌ها، نبود میز و صندلی کافی و همچنین مناسب نبودن این محل مشکلاتی بودند که بوی آرامش را از کتابخانه ربوده بود.
با گذشت سال‌ها بالاخره کتابخانه به محلی مسکونی انتقال یافت، جایی که بیشتر به زندان شباهت دارد تا کتابخانه. مکانی شبیه انبارقدیمی با فضایی به دور از آرامش .
نکته قابل توجه اینجاست، شهرستاتی که در گذشته آن، بزرگمردی چون استاد حبیب یغمایی،‌خود با هزینه شخصی کتابخانه‌ای تاسیس می‌‌کند و آثاری نفیس از سوی نزدیکان و فرهیختگان این سرزمین به آنجا اهدا می‌شود؛ پس از مرگ او مردم شهرستان خوروبیابانک از وجود کتابخانه‌ای مجهز محروم ماندند. کتابخانه‌ای که کتاب‌های آن را گرد و غبار فراموشی و بی‌توجهی پوشانده است. امروز هر دانش‌آموز و دانشجویی که آهنگ رفتن به کتابخانه را دارد بوی غربت را در آنجا استشمام می‌کند و در نیمه راه؛ ناامیدی را انتخاب می‌کند و علت آن را نبود فضای کافی، امکانات لازم و همچنین آلودگی صوتی فراوان که اطراف را محاصره کرده است بیان می‌‌کند.
بارها در طول این سال‌ها قول‌هایی برای ساخت و تاسیس کتابخانه از سوی مسئولین کشور، استان اصفهان و شهرستان داده شد اما با عملی نشدن این وعده، داشتن کتابخانه به بغضی درگلوی دوستان علم و طالبان دانش در این شهرستان تبدیل شده است.


موضوعات مرتبط: خبر , نقد

تاريخ : ۱۳٩٠/۱/۳۱ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()