آبشکوه: متن زیر نقد بجا و مناسبی است از وبلاگ بچه کویر که عینا در زیر مشاهده می نمایید:
علی رغم اینکه درطول دو ماه گذشته تلاشهای مدون و قاعده مندی صورت گرفته،   تا بر خلاف دوره های گذشته تعیین و تکلیف و نتیجه انتخابات در چند روز پایانی مانده به روز رای گیری رقم نخورد ولی تلاش های زیادی در حال انجام است تا بر ابهام در فضای انتخاباتی شهرستانهای نایین و خور و بیابانک افزوده شود و همه چیز منوط به تعاملات احزاب و جناح های ملی در روزهای پایانی رای گیری بشود.روال منطقی و درست براین است که کانیداها از مدتها قبل و بر طبق ارزیابی و برنامه ریزی مشخص با افراد موثر و ذی نفوذ تماس بگیرند و از نزدیک با مسائل و مشکلات هر یک از شهرها و روستاها آشنا شوند و سپس یک برنامه مدون به مردم ارائه کنند که بنوعی مطالبات جدی و واقعی آنها را مطرح و پیگیری نماید. اما  متاسفانه روال گذشته براین بوده است که در چند روز مانده به انتخابات و یا حداکثر یک ماه به انتخابات افراد با شعارهای پر طمطراق به صحنه سیاسی بیایند و با طرح ادعاهایی که فقط برای ایام تبلیغات مناسب است شعور و عقلانیت مردم را تحت تاثیر قرار داده و موج احساسات را تقویت نموده و نهایتا فردی انتخاب شود و پس از برگزاری انتخابات هم هیچ ساز و کار مشخصی برای پیگیری و ارزیابی مطالبات وجود نداشته و شعارها پس از مدت کوتاهی فراموش شده اند.امروز با گذشت بیش از 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، علیرغم تمامی تلاش هایی که صورت گرفته ولی به انتظارات منطقی مردم در این منطقه کویری پاسخ مناسب داده نشده است. اگر کسی وضعیت شهرستان نایین را در طول 50 سال گذشته با وضعیت شهرهای همجوار مقایسه کند به خوبی به این واقعیت تلخ پی می برد که تلاش های صورت گرفته تقریبا ضعیف بوده است چون در کشور بودجه های کلان برای توسعه و آبادانی نقاط مختلف کشور بویژه مناطق محروم اختصاص یافته و طبیعی است نقاطی که مدیران و نمایندگان فعال تر و موثرتری داشته اند از امکانات بیشتری برخوردار شده اند. بنابراین اگر زمانی شهرستان نایین جز شهرستانهای نسبتا برخوردار و مهم استان اصفهان بوده و امروز شهرستان خور و بیابانک و سپس شهرستان نایین به ضعیف ترین نقاط استان اصفهان به لحاظ امکانات و زیرساخت ها نظیر آب، برق، گاز و مخابرات تبدیل شده است به خاطر ضعف مدیریت و عملکرد مدیران بوده است. در واقع تلاش مدیران و بویژه نمایندگان منطقه ضعیف بوده است که ما امروزه به این وضعیت رسیده ایم.به هر حال به نظر می رسد که دیگر نباید مردم در چنبره بازیهای تصنعی سیاسی که فاقد سیاست ورزی است و صرفا سیاسی کاری است گرفتار شوند و سرنوشت خود را در روزهای پایانی رقم زنند بلکه ضروری است مطالبات کلان مردم مورد توجه قرار گیرد و کاندیداها باید برنامه مدون و چارچوب دار به مردم ارائه کنند. تا مردم بتوانند قضاوت صحیح و منطقی نسبت به انتخاب اصلح داشته باشند. در شرایط موجود به نظر می رسد دکتر حسنی نماینده فعلی در یک طرف قرار دارد که عملکرد بیش از هفت ساله وی مبنای قضاوت مردم است در مقابل ایشان کانیداهای متعددی نظیر دکتر کریمی، مهندس بلانیان، رضوانی، صفری، وهابی و ... هستند که در پی معرفی خود به مردم هستند و مردم بر اساس نظرات و برنامه های آنها قضاوت خواهند کرد در ضلع سوم جریان از یک طرف آقای مهندس رضوی قرار دارد که در سه دوره نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بوده است و در دو دوره گذشته در معرض تیغ تیز شورای نگهبان قرار گرفته و رد صلاحیت شده است و در طرف دیگر طباطبایی است که در دور گذشته یک ظهور محدود در سطح منطقه  داشته و توانسته به عنوان رقیب دکتر حسنی آراء قابل توجهی بدست بیاورد ولی هنوز حضور خود را قطعی ننموده و به نظر می رسد بدنبال آن است که تا مشابه دوره قبل در ماه پایانی وارد عرصه انتخابات شود و شاید هم اصلا وارد این عرصه نشود که البته به این روش انتقاد جدی وجود دارد چرا که ایشان در طول 5/3 سال گذشته هیچ ارتباط مشخص فردی یا تشکیلاتی حتی با نیروی ستاد خود هم نداشته است. ورود دیر هنگام موجب می شود که نیازهای اساسی مردم به خوبی شناسایی نشود و مشابه دوره های گذشته مطالبات واقعی و جدی مردم مورد توجه قرار نگیرد و به نوعی احساسات بر عقلانیت در نتیجه انتخابات غلبه پیدا کند.البته جریان جدیدی هم در این دور از انتخابات فعال شده که به دنبال ائتلاف بین بخشی از نیروهایی است که قبلا با دکتر حسنی بوده اند و امروزه در ردیف مخالفین وی قرار دارند و همچنین بخشی از نیروهای طیف چپ است که تاکنون به نتیجه مشخصی در این زمینه نرسیده ولی فضای انتخابات را با ابهامات جدی مواجه کرده است که به نوعی امتیازخواهی و تقسیم پست ها از مهمترین محورهای چانه زنی در میان این گروه است. تجربه این گونه تلاش ها در عرصه سیاسی بیانگر این است که در این گونه ائتلاف ها اگرچه منافع برخی از افراد به خوبی تامین می شود ولی چون معمولا روی ضعیف ترین نیروها توافق می شود منافع و مطالبات مردم کمتر مورد توجه قرار می گیرد.به هر حال با توجه به تجربیات تلخ گذشته د رعرصه انتخابات نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، باید فضایی فراهم  شود تا نقاط مثبت و توانمندیهای کانیداهای احتمالی روشن شود.نقاط قوت و ضعف دو شهرستان به خوبی مورد شناسایی قرار گیرد و کاندیداها برنامه مشخص و مدون ارائه کنند تا امکان نظارت و ارزیابی و کنترل فعالیتها پس از انتخابات هم مورد بررسی قرار گیرد. در واقع اگر هر یک از کاندیدها طوری برنامه ریزی کنند که یک برنامه مشخص و مکتوب در یک بازه زمانی چهار ساله ارائه کنند با توجه به ظهور سایت های متعدد خبری در سطح دو شهرستان می توان این برنامه ها را  به صورت گسترده در زمان تبلیغات انتخاباتی منتشر نمود تا در صورت موفقیت هریک از کانیداها در انتخابات، بتوان عملکرد نماینده را به صورت فصلی و ماهانه مورد ارزیابی و نقد و بررسی قرار داد اگر این پیشنهاد عملی شود طبیعی است که دیگر نماینده نمی تواند پس از رای آوردن، سه سال و اندی به درون مجلس برود و نه تنها به قول و قرارهای انتخاباتی خود وفا نکند و حتی جواب تلفن مردم را هم ندهد و مردم هم هیچ ابزاری برای پیگیری مطالبات و خواسته های خود نداشته باشد آن موقع در موقع انتخابات جدید نماینده با ابزارهای گسترده تبلیغاتی و با توسل به هر شیوه ای مجددا هم تلاش نماید رای مردم را در روزهای پایانی رای گیری به سمت خود جلب نماید. واین دوره باطل خطری است که روند عقب ماندگی و ضعف شهرستانهای نایین و خور و بیابانک را نسبت به شهرستانهای همجوار تقویت خواهد کد و هر روز شاهد بیکاری و تقویت معضلات متعدد اجتماعی در بین اقشار مختلف بویژه جوانان خواهیم بود.


موضوعات مرتبط: نقد

تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱٠ | ۸:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد هاشمی | نظرات ()