گزارشی از سفر به زادگاه زیبایم اردیب(مورخ 20/2/1392)

سلام دوستان عزیز

در هفته ای که گذشت خداوند متعال منت بر بنده حقیر نهاد و زیارت پدر و مادر و برادر و خواهرم را در زادگاهم اردیب نصیبم نمود.

جای همشهری های ساکن تهران در این موقع از سال در روستا بسیار خالی ست جائیکه دشت و صحرا یکدست سرسبز است و البته موسم توت و سیله(باقلا) و زردآلو و آلوچه و سیب ترش و دیگر میوه های بهاری و در کنار آنها درو جو و البته کمی دورتر گندم و باقلا و عدس و ...

صدالبته فرصتی که در روستا داشتم بسیار اندک بود ولی باور کنید من بعد از حدود 10 سال در این موقع از سال رفتم روستا و از این به بعد قصد دارم اگر خداوند عمری داد در سالیان آینده به روستا در این موقع سال ولو یکروز هم که شده سری بزنم.

... و اما اردیب چه خبر:

-همشهریها به لطف خداوند همه خوب بودند و مشغول کشاورزی در روستا.

-بیابان و علف ها و البته داروهای گیاهی نیز امسال به لطف بارانهای خوب پیش و بعذ از عید خوب است و موسو چیدن آویشن و کمی آنطرف تر(20 روز دیگر ) زیره سیاه

-تب انتخابات هم در میان جوانان و البته پیرترها بالاست و مردم قصد دارند در انتخابات شرکت کنند و خلق حماسه ای دیگر (من کار به سلایق ندارم و حضور مردم را می یگویم)

-مطلبی هم در ارتباط با روستاهای همجوار و آن اینکه کمپ گردشگری روستای هفتومان دیروز جمعه 20/2/1392 با حضور مقامات منطقه افتتاح شد و البته باعث خوشحال و کمی هم نگرانی که خود میدانید نگرانیم از بابت چیست؟!!!

-باد شدیدی هم در روستا وزیدن گرفت و البته خسارتی در پی نداشت و فقط توتها را ریخت پایین از درختان.

-خبر اس ام اسی هم که در روستا در خصوص شورای روستا پیچیده بود بنده تحقیق کردم و اصلا صحت نداشت و البته از کار ناشایست سازنده آن و بیشتر از همه ارسال کننده آن نباید گذشت و بنده هم اعتقاد دارم این جور افراد به نفع آبادی کار نمی کنند و باید به سزای اعمالشان برسند حالا هر که می خواهند باشند.

-... همین دیگه فعلا بسه

/ 0 نظر / 16 بازدید